
خلاصه کتاب مدیریت تکنولوژی طارق خلیل دکتر مومنی
بهمن 27, 1403
خلاصه کتاب مديريت قلب ها
بهمن 27, 1403قسمتی از خلاصه كتاب فرهنگ سازمانی : فصل اول: چرا فرهنگ سازماني مهم است؟
فرهنگ سازماني مهم است زيرا هر اقدامي بدون آگاهي از نيروهـاي فرهنگـي ممكـن اسـت پيامـدهاي
پيش بيني نشده و ناخواسته داشته باشد. وقتي سازمان هايي با فرهنگ ها خاص، در هم مي آميزند، يك ديگر
را مي خرند، يا به شيوه ها گوناگون مشاركت مي كنند، آثار فرهنگ آشكارتر مي شود. در تركيب فرهنگ هـا،
در مجموع سه حالت پديد مي آيد: جدايي، چيرگي، آميختگي.
نوپاها، ميان سال ها، دايناسورها
در هريك از دوره ها گوناگون تكامل سازمان ها، فرهنگ اهميتي فراخور همـان دوره دارد. بنگـاه نوپـا
و شكفنده، مي كوشد ريشه فرهنگي را كه سرچشمه پيروزي خود مـي دانـد اسـتوار كنـد و شـاخ و بـرگ آن
را بگستراند. فرهنگ جوهره هويت سازمان است و لذا همه سخت به آن مـي آويزنـد درسـت همـان جـور
كـه نوجوان به هويت شكوفاي خود مي چسبد. ديگر اين كه سازمان ها نوپا نوعا هنوز زير كنترل پايه گذاران
خـودهستند، يعني فرهنگ حاكم بر آن ها، بازتابي از ارزش ها و باورهاي پايه گذاران آن هاست. حتـي اگـر
بـر اثـر پيروزي هاي سازمان، اين ارزش ها و باورها فراگير شوند، باز هرگونه چالش با مباني فرهنگي اوليه،
بـه منزلـه زير سوال كشيدن پايه گذار يا صاحبان سازمان است. به سخن ديگـر، مبـاني فرهنگـي اوليـه،
شـكل احكـام مقدسي را پيدا مي كنند كه به آساني كسي نمي تواند آن ها را تغيير دهد. لذا تحول فرهنگي
در ايـن مرحلـه، بيش تر شامل شكفتگي و تقويت ريشه هاي فرهنگ است.
فصل دوم: فرهنگ سازماني يعني چه؟
پرده هاي تودر توي فرهنگ
براي فرهنگ سه پرده مي توان قايل شد كه به ترتيب از آشكار به نهان ميگرايد.
پرده يكم: جلوه ها ظاهري – در ورود به هر سازماني، ديدن اين پرده آسان تـر از دو پـرده ديگـر
اسـت.
منظور از جلوه هاي ظاهري چيزهايي است كه هنگام گردش در سازمان مي بينيم، مي بوييم، يا حس مي
كنـيم.
در پرده اول بي درنگ مي توان فهميد هر سازماني، به شيوه متفاوتي كار مي كنـد. ايـن پـرده فرهنـگ
بسـيار روشن است و بي درنگ بر احساسات انسان اثر مي گذارد.
پرده دوم: ارزش هاي مورد حمايت – در پس رفتارهاي ضاهري، پرده پوشـيده تـري از ادراك و انديشـه
نهفته است كه ممكن است با اصول و ارزش ها مورد حمايت دو بنگاه با فرهنگ هاي متفاوت، همساز باشد
يـانباشد.
پرده سوم: سازمان ها را افراد يا گـروه هـاي كـوچكي راه مـي اندازنـد كـه از ابتـدا باورهـا، ارزش هـا، و
پندارهاي خود را به كساني كـه اسـتخدام مـي كننـد مـي قبولاننـد. اگـر ارزش هـا و پنـدارهاي مـورد قبـول
پايه گذاران، با آن چه محيط اجازه مي دهد يا تحمل مي كند، همسو نباشد سازمان زمين مي خورد و هـيچ
گـاه فرهنگي پيدا نمي كند.






