
خلاصه كتاب فرهنگ سازمانی
بهمن 27, 1403
5S در آموزش و مدارس: چگونه محیطهای آموزشی را سازماندهی و بهرهور کنیم؟
اسفند 26, 1403خلاصه ای کتاب مديريت قلب ها
مقدمه
در این کتاب آمده است؛ مدیری که تنها به سود می اندیشد مانند تنیس بازی است که به جای توپ، چشم بر تابلوی
امتیازات دوخته است.
سازمان های پیروز؛ امروز بر سه ستون استوارند – درست همانند کرسی های سه پایه -این سه ستون؛ مشتریان شیفته،
کارکنان شیدا و توانمندی مالی است. هر سه تا پایه باید استوار باشند تا سه پایه برپا بماند. اگر تنها به یک پایه توجه کنید،
سه پایه خواهد افتاد. حتی اگر مواظب دو تا از پایه ها باشید و سومی را فراموش کنید، بازهم سه پایه به زمین می غلتد.
اگر تنها به پیروزی مالی بچسبیم و از کارکنان و مشتریان غافل بمانیم، پیروزی مالی نیز به زودی نابود خواهد شد.
مشتری شیفته کیست؟
آنان کسانی هستند که از فرط خوشحالی از رفتار و خدمات شما می خواهند زبان به الف زنی گشوده و به شما ببالند. در
اصل آنان بخشی از نیروی فروش و بازاریابی شما می شوند.
رقابت بسیار سنگین است. اگر از مشتریان خود تیمارداری نکنید، دیگرانی هستند که چنین کنند. حقیقت را بپذیریم.
ممکن است که برای شما بار دیگری وجود نداشته باشد !بیزار کردن مشتری می تواند کوس بدبختی شمارا بر سر همه ی
بازارها به صدا درآورد و هرگونه سخت کوشی نیروی فروش و تبلیغات هوشمندانه را بی اثر سازد .با آموزش دادن به
نیروهای فروش و واحد خدمات وهمه ی کسانی که با مردم تماس مستقیم دارند، مشتریان شیفته بپرورید و بدین گونه
خود را از رقیبان ممتاز نمایید. چند گام بیشتر برداشتن برای کسانی که پولهای خود را به شما ارزانی می دارند، ارزش
دارد.
برای تربیت کارمندانی شیدا، مدیران باید با ظرافت و دقت نظر خاصی تمام توان خویش را در راه اعتالی خود و
کارکنان تحت امر خود به کار برند.
خلاصه ای کتاب مديريت قلب ها
چند نمونه از اصول مدیریتی مطرح شده در کتاب:
- واداشتن انسانها به درست کار کردن اندیشه بسیار مهمی در مدیریت است.
- تنها تشویقهای بجا مؤثر هستند اگر همواره بگوییم از همه کارهایتان سپاسگزارم، موضوع بیمعنی میشود.
- یک نفری که کارکرد ناچیز و نفردیگری که کارکرد برجسته دارد، بگوییم کارتان خوب است. نزد اولین فرد
خندهدار و دومی از انگیزه میافتد.
همچنین:
-کلید پرورش انسانها در واداشتن آنها به کارهای درست است.
-آنان که در خود احساس خوبی دارند نتیجه های خوبی هم به بار می آورند.
-در ستایش انسانها آنقدر منتظرنماید که کار را صد درصد درست انجام دهند.
-مدیربا یک نظام کارآمد بازبینی عملکردها، باید پیوسته بازخورد مناسب به دست اندرکاران بدهد.
-همواره می توان درباره ی خود دو احساس را برگزید؛ خوشبختی و شوربختی. چراباید کسی دومی را برگزیند؟
-نیازی نیست که مدیرخود را تنها فرد باهوش گروه بداند. قبول آسیب پذیر بودن به مدیر فرصت می دهد از دیگران
یاری بجوید.
-روزانه بخشی از وقتتان را در راهی صرف کنید که احساس مهم بودن در کارتان را برانگیزد.
-همواره به یاد داشته باشید؛ نه پیروزی پایدار است و نه شکست مرگ آور.
-آن گاه که از یادگیری بازمانید، به رشد خود پایان داده اید.
-دربرابر هرچیزی بایستید، آن هم پایداری می کند.
-برای سخت کوشی هوشمندانه تر، کار کنید.
-شکیبایی در تصمیم گیری به ما کمک می کند که درست را از نادرست تشخیص دهیم .این کار ممکن است درکوتاه
مدت هزینه داشته باشد، ولی در درازمدت بازده دارد.
-در روند مدیریت انسانها، رهاکردن بسی آسانتر از سخت گرفتن است.
-چیزی که ارزش انجام شدن دارد، الزم نیست در همان گام نخست یکباره کامل گردد.
-بدانیم برای هرشخصی چه انگیزه ای -پاداش یا تقدیر- کارآیی دارد؟
-درحوزه ی کسب و کار، شناساندن هدف های کارکرد، درست ترین راه است. پس از روشن ساختن هدف، مدیرباید
پاسخ راههای درست را به کارکنان بیاموزد.
-رهبران شایسته متعهد می شوند که به کارکنان در راه پیروزی کمک کنند. هنگامی که یکی شکست خورد، آنها
مسئولیت کار را به عهده می گیرند.
-کارکنان را مسئول انجام کارهای باکیفیت کنید و ضمن پشتیبانی، پاسخگوی نیازهایشان باشید.
-مدیر بهتر است مورد احترام باشد تا همه پسند.
-کارکنان را دست باال بگیرید تا آنان هم خود را شایسته تر بدانند. چنان وانمود نکنید که خود کاملترین هستید. فروتنان
خود کم بین نیستند، تنها کم به خود می اندیشند.
-هرگز از پای ننشینید






